با تغییر شیوه‌های مدیریتی به دست ‌می‌آید فتح دوباره بازارهای از دست رفته

 اگر بگوییم برای شرکت‌های ایرانی فعال در عرصه ساخت‌و‌ساز دو مقوله «حضور در بازارهای فرامرزی» و «تغییر نگاه مدیریتی به صادرات» آنچنان در هم تنیده شده‌اند که یکی بدون دیگری قابل تصور نیست، حرف گزافی نگفته‌ایم. واقعیت این است که صنعت ساختمان طی سال‌های پیش در زمینه صادرات کالاهای ساختمانی و خدمات مهندسی به هیچ عنوان موفق عمل نکرده است. در گذشته به دلیل وجود بازار داخلی پر رونق و پرسود، صنعت ساختمان رقابت و حضور در بازار داخلی را به بازار خارجی برتری می‌داد و از آنجا که همه کوشش و هم و غم خود را معطوف به بازار داخلی کرده بود و شرایط و درآمد خوبی کسب می‌کرد، توجه چندانی به صادرات و فضای بیرون از مرزها نشان نمی‌داد. با کاهش چشمگیر حجم ساخت‌و‌ساز در کشور که ناشی از رکود ساختمانی بین سال‌های 93 تا 95 بود، بازار مصرف داخلی صنعت ساختمان نیز کاهش پیدا کرد و عملاً فعالان این حوزه به نوعی با نیرو و هزینه معطل روبرو شدند. شرکت‌هایی که در دوره رونق به این عرصه وارد شده و شروع به فعالیت کرده بودند نیز مزید بر علت شد تا شرایط کنونی عدم تعادل میان عرضه و تقاضا ایجاد شود. به بیان دیگر در شرایط حاضر شرکت‌های عرضه‌کننده خیلی بیشتر از شرکت‌های مصرف‌کننده هستند. از این‌رو یکی از راه‌های برون‌رفت از این وضعیت و رسیدن به موفقیت برای شرکت‌های مهندسی، پیمانکاری، مشاور و دارندگان محصولات ساختمانی این است که نگاه خود را به بیرون از مرزهای کشور معطوف کنند. حوزه ساخت‌و‌ساز کشور پس از گذراندن دوره‌ای سخت و طولانی از رکود، اکنون با انبوهی از گزینه‌ها و راهکار‌های پیشرفت مواجه شده است که می‌تواند با تکیه‌ بر مدیریتی دور‌اندیش به دستاورد‌هایی بزرگ دست یابد.

آشکار است که به دلیل شرایط کیفی و رقابتی موجود، شرکت‌های ایرانی توانایی حضور در بازارهای اروپایی را ندارند. اگر با نگاه تجاری و به اصطلاح نگاه کسب و کاری به آن نگاه کنیم، به دلیل اینکه بخش بزرگی از فناوری‌های صنعت ساختمان ما وارداتی از کشورهای پیشرفته اروپایی است برای شرکت‌های ایرانی اصولاً توجیهی برای ورود به بازار آن‌ها وجود ندارد. اما کشورهای غیر اروپایی می‌توانند هدف صادرات محصولات ساختمانی ایران باشند. این کشورها چه به دلیل همسایگی و قرابت‌های فرهنگی و تاریخی و چه به دلیل قرار گرفتن در شرایط پس از جنگ و ورود به دوران بازسازی تخریب‌ها، بازار بزرگی پیش روی فعالان عرصه ساخت‌و‌ساز می‌گشایند. شرکت‌های ایرانی با بهره‌گیری از این پتانسیل‌ها قادر خواهند بود تا حضور خود را در این بازار تقویت کنند. واقعیت این است که حجم انبوهی از ساخت‌و‌ساز در اطراف ما به وقوع می‌پیوندد که نسبت حضور شرکت‌های ایرانی در این بازار در مقایسه با رقیبانش بسیار اندک است.

کارنامه ضعیف برند‌ها و شرکت‌های ایرانی در ارائه خدمات و محصولات در این کشور‌ها سبب شده است تا ترکیه، چین و حتی بعضی از کشور‌های خاور دور نظیر تایوان، تایلند، مالزی، اندونزی و حتی هنگ‌کنگ گوی رقابت را از صنایع ایرانی بربایند و عرصه را هرچه بیشتر برای ما تنگ کنند. به دیگر بیان ما بازار بسیار خوبی داریم اما به دلیل اینکه در سال‌های اخیر بد عمل کرده‌ایم آن را از دست داده‌ایم. بازاری که از قضا در آن نسبت به بسیاری از کشورها از جمله کشورهای اروپایی بسیار بهتر و رقابتی‌تر می‌توانیم کار کنیم. به عنوان مثال در کشورهای آسیای میانه سهم عمده بازار باید متعلق به شرکت‌های ایرانی باشد. چرا که هم به لحاظ شرایط مرزی در وضعیت بهتری هستیم و هم قیمت تمام‌شده ما در مقایسه با کشورهای دیگر بهتر و مقرون‌‌به‌صرفه‌تر در می‌آید. اما نگاهی اجمالی به بازار این کشورها نشان می‌دهد که در همین بازارها کشور ترکیه از ما پیشی گرفته است. این پدیده نشان می‌دهد که شرکت‌های ما ضعیف عمل می‌کنند. در حقیقت با وجود توانایی‌های زیاد، شرکت‌های ایرانی فعال صنعت ساختمان در مقوله‌های صادرات کالا و صادرات خدمات مهندسی نتوانسته‌اند موفق ظاهر شوند.

پرسش اساسی این است که چرا شرکت‌های ایرانی نتوانسته‌اند جایگاه خوبی در بازارهای فرامرزی داشته باشند و چرا با وجود نیروی کار ارزان، حمایت‌های دولتی و هزینه‌های جانبی کمتر شرکت‌های ایرانی یا اصولاً تمایلی به صادارت نداشته‌اند و یا به‌طور کلی توانایی حضور و رقابت در بازارهای فرامرزی را ندارند؟ برای نمونه نگاهی به وضعیت آمار نیروی کار در دو کشور مهم رقیب ایران یعنی چین و ترکیه نشان می‌دهد دستمزد ماهیانه کارگر ایرانی 250 دلار، کارگر چینی 321 دلار و کارگر ترکیه‌ای 450 دلار است اما وضعیت حضور شرکت‌های این دو کشور در محدوده نفوذ کالاهای صادراتی ایران بسیار بیشتر است. براساس آمار رسمی، ایران ارزان‌ترین تعرفه برق دنیا را در اختیار دارد. از سوی دیگر نرخ حامل‌های انرژی نظیر گازوئیل، بنزین و نفت در ایران نیز فاصله‌ای بسیار زیاد با دیگر رقبای ما در بازار صادرات دارد که باز هم نشان از امتیاز صنایع ما در این بخش است. اما با وجود این ویژگی‌های مهم و اساسی چرا قیمت تمام‌شده کالای ایرانی بیشتر می‌شود؟ و چرا در محدوده‌ای که حوزه نفوذ فرهنگی ایران به شمار می‌رود، نفوذ اقتصادی ما بسیار اندک است؟

پاسخ این پرسش را باید در «شیوه‌های مدیریتی» جستجو کرد. شرکت‌های ایرانی اگر نگاه توسعه‌ای داشتند ‌بی‌تردید به موضع صادرات فکر می‌کردند. این در حالیست که موضوع اصلی شرکت‌های ایرانی نیز در مسئله تفکر و مدیریت صاداراتی خودنمایی می‌کند. درواقع ما باید بدانیم که «در اندیشه صادرات بودن» با «چگونه باید در اندیشه صادرات بود» فرق دارد. اختلاف هزینه گاه فاحش و چشمگیر محصولات و خدمات صنایع و شرکت‌های ما با دیگر رقبایمان از دو دلیل خارج نیست. نخست سوءمدیریت و اشتباهات محاسباتی است که در افزایش دوره تولید یا تحمیل هزینه‌های مازاد نقش دارد. نکته دوم در توقع بالای تولید‌کننده‌ها از حاشیه‌ سود است که با توان و ظرفیت بازار همخوانی ندارد. اکنون زمان آن رسیده است تا مدیران بخش‌های تولید و ارائه خدمات مهندسی و عمرانی با رعایت قواعد بازار رقابتی حاکم، سطح توقع خود را از حاشیه‌سود به سطحی معقول و استاندارد برسانند. تدارک وضعیت پیشینی صادرات کالا و خدمات مانند اصلاح شیوه تفکر مدیریتی و وضعیت ساختاری اداری کشور که معطوف به صادارت باشد و وضعیت پسینی صادرات مانند خدمات پس از فروش، حفظ کیفیت، گشایش دفاتر کار و نمایندگی و .... شرط اصلی حضور در بازارهای فرامرزی است. بازار قابل توجه و جدی صادرات صنعت ساختمان کشور در منطقه برای فعالان ساختمانی فرصتی مغتنم و قابل تعیین‌کننده است تا با بازنگری جامع و ریشه‌ای، سهم اقتصاد ایران از این بازار چند میلیارد دلاری را بهبود بخشند.

امروزه با توجه با رقابتی شدن بازار ایران، تغییر نگاه مدیریتی یک واقعیت گریزناپذیر است. شرکت‌های ایرانی یک بار بازار کشورهای آسیای میانه را به آسانی از دست دادند، این بار اما باید بکوشند آن بازار را در کنار بازار کشورهای عراق، افغانستان، کشورهای حاشیه خلیج فارس مانند عمان و بحرین و ..... کشورهای در حال توسعه آفریقا و آمریکای لاتین به دست آورند و برای نگهداشت آن بکوشند. امری که جز با اصلاح شیوه مدیریتی و نگاه معطوف به صادرات به سامان و سرانجام نمی‌رسد.